حسن فراهانى
مقدمه 9
روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى )
خود امتناع مىكرد . كنسولهاى انگليس كه از خلال گزارشهاىشان روشن مىشود مأموران آگاه و كارآمدى بودند مجموعه تحولات كشور را رصد مىكردند و با ارتباطات پنهان و آشكار خود با عوامل داخلى سياستهاى خود را پيش مىبردند . انگليس پولهاى طلا و نقره ايران را از مرزهاى غربى به سوى بين النهرين و از مرزهاى جنوب شرقى به سوى هندوستان خارج مىكرد . گزارشها مىگويند در مناطق مركزى كه غارتگريهاى طوايف شرور به اوج خود رسيده بود ، رد مأموران انگليسى پيداست . مناطق نفتخيز جنوب عملا در سيطره نظامى انگليس بود . بدون اجازه ايران در جزاير ايرانى خليج فارس به كشف منابع جديد مىپرداخت . روند جداسازى بحرين همچنان ادامه داشت . اما در اين ميان بيشتر توجه انگليس به وزارت جنگ و شخص رضا خان بود ؛ چرا كه به اذعان سر پرسى لورن وزير مختار انگليس در ايران او در حال اقداماتى بود كه خلأ قرارداد 1919 را آن هم از جيب ايران ، پر مىكرد ؛ و آن حركت به سوى تمركز قدرت بود كه در سايهء آن اولا دخالتهاى روسيه و توسعه سياستهاى او سد مىشد و ثانيا سازوكار اصلاحات داخلى در جهت منافع انگليس سامان مىيافت . حمايت انگليس از تأسيس و توسعه ارتش ازاينرو بود ؛ و بىجهت نبود كه نخستين اقدامات اين ارتش در مناطق شمالى كشور رخ نمود ؛ يعنى جايى كه امكان جولان سياستهاى روسيه بيشتر از انگليس بود . اين ارتش زمانى اجازه يافت نگاه خود را به جنوب كشور بيندازد ( سال 1302 و 1303 ) كه وزارت امور خارجه انگليس احساس كرد كه براى حفظ منافع انگلستان ، به رضا خان بيش از سران طوايف محلى مىتواند اطمينان داشته باشد . اين خلاصه و فشردهاى بود از اهم حوادث و وقايع و جريانهاى تأثيرگذار در روند ادارهء ايران در سال 1301 ؛ اگرچه در پانوشت هر خبر ، منبع و مأخذ آن آورده شده است و خواننده از اين طريق مىتواند تا حدودى به شيوهء تدوين و نگارش اين اثر پى ببرد ، با اين حال براى آنكه خواننده پيشاپيش از نحوه و شيوه تدوين اين اثر و شناخت اسناد و مدارك و نوع برداشت از آنها ، آگاهى داشته باشد ، ذكر چند نكتهء زير ضرورى به نظر مىرسد : 1 . بنيان اين مجموعه از كتابها ( روزشمار تاريخ معاصر ايران ) ، بر اسناد « كاخ مرمر » گذاشته شده است . تولد اين سندها با آغاز وزارت جنگ رضا خان همزمان است . مكاتبات ادارى ، بخشنامهها ، مراسلات افراد عادى ، و رجال كشورى و لشكرى ، و هر آنچه كه مربوط به وزارت جنگ و شخص رضا خان مىشد ، با دستهبندى ابتدايى و معمولا موضوعى ، رفتهرفته گرد هم آمد . شمار اين سندها در سال 1300 ش بسيار اندك است ، اما با شكلگيرى ارتش و توسعه آن در سال 1301 ش با رشد چشمگير روبهرو گرديد . در سال بعد ( 1302 ش ) با رسيدن رضا خان به رئيس الوزرايى و تمركز قدرت در دو نهاد وزارت جنگ و رياست وزراء ، به تعداد مكاتبات و مراسلات افزوده شد . از سال 1305 ش و آغاز سلطنت پهلوى ، اسناد رنگ و روى دربارى هم گرفت ، و از اين رهگذر حدود 150 هزار نسخه سند به جاى ماند . ازاينرو سندهاى ياد شده كه به واسطه نگهدارى در كاخ رضا شاه « اسناد كاخ مرمر » ناميده شده است ، از دو دوره كوتاه وزارت جنگ و رياست الوزرايى رضا خان و دوره بلند سلطنت او حكايتها مىكند . سندهاى سال 1301 ( استفاده شده در اين مجلد ) با اينكه نوعا مختص به وزارت جنگ است ، اما ماهيت صرفا نظامى ندارد . علت آن ، اعمال نفوذ اين وزارتخانه بهويژه شخص رضا خان در امور سياسى و كشورى است . اهميت اسناد نيز بيش از هر چيز متوجه همين موضوع